یک اشتباه تکراری والدین
در حدود ۱۵ سال گذشته، تقریباً سالی نبوده که با والدینی روبهرو نشوم که هدیهای در دست، به مدرسه بیایند و آن را مخفیانه به معلم یا مدیر تحویل دهند تا در کلاس به فرزندشان بدهند. هر بار که از آنها میپرسم چرا این کار را انجام میدهند، پاسخ تقریباً یکسان است: «میخواهیم انگیزه بگیرد و بیشتر درس بخواند.»
نکتهی تعجبآور اینجاست که گاهی این کار با هماهنگی معلم انجام میشود؛ حتی در برخی موارد، خودِ معلم از والدین میخواهد چنین هدیهای تهیه کنند.
جایزههای پنهانی؛ نیتی خوب، نتیجهای برعکس
این شیوه، هرچند از روی خیرخواهی انجام میشود، معمولاً پیامدهای ناخوشایندی دارد. بسیاری از والدین تصور میکنند با این کار فرزندشان را به درس خواندن تشویق میکنند، اما از این نکته غافلاند که پاداشهای پنهانی و بدون برنامه، نهتنها انگیزه را افزایش نمیدهند، بلکه بهتدریج آن را تضعیف میکنند و وابستگی ناسالمی به پاداش در کودک به وجود میآورند.
چرا جایزهی پنهانی انگیزه را کاهش میدهد؟
متخصصان تربیتی و روانشناسان بر این باورند که تشویق زمانی مؤثر است که شفاف، بهموقع و متناسب با رفتار واقعی کودک باشد. در غیر این صورت، ممکن است نتیجهای کاملاً معکوس داشته باشد.
در پاداشهای پنهانی، معمولاً فاصلهی زمانی میان رفتار و دریافت جایزه زیاد است و کودک نیز نمیداند دقیقاً به خاطر کدام رفتار تشویق شده است. در نتیجه، نمیتواند ارتباط روشنی میان تلاش خود و پاداش برقرار کند. پیامد این وضعیت، کاهش انگیزهی درونی و افزایش وابستگی به پاداشهای بیرونی است؛ یعنی کودک بهجای آنکه برای یادگیری و پیشرفت تلاش کند، منتظر دریافت جایزه میماند.
پیامدهای پاداشهای پنهانی
این شیوه میتواند آسیبهای مختلفی به همراه داشته باشد که مهمترین آنها عبارتاند از:
- تضعیف انگیزهی درونی: جایزه بهخودیخود بد نیست؛ اما اگر بدون هدف، برنامه و تناسب با رفتار کودک داده شود، انگیزهی درونی را تضعیف و وابستگی به پاداش را تقویت میکند.
- ایجاد احساس بیعدالتی: همهی خانوادهها توانایی تهیهی هدیههای مشابه را ندارند. این تفاوت میتواند احساس نابرابری، ناراحتی و رقابت ناسالم را میان دانشآموزان و حتی والدین ایجاد کند.
- آسیب به اعتماد: هماهنگیهای پنهانی میان والدین و معلم، اگر برای کودک آشکار شود، ممکن است اعتماد او به بزرگترها را خدشهدار کند.
- کاهش مسئولیتپذیری: کودک ممکن است تصور کند بدون تلاش واقعی نیز میتوان پاداش گرفت و در نتیجه، مسئولیتپذیری او کاهش یابد.
- عادیسازی رفتارهای غیرشفاف: این شیوه، الگویی نادرست از حل مسئله و دستیابی به نتیجه را به کودک منتقل میکند و میتواند رفتارهای پنهانکارانه را در او عادی جلوه دهد.
پس راه درست چیست؟
بهجای پاداشهای پنهانی و تصنعی، بهتر است موقعیتهای واقعیِ تلاش و پیشرفت کودک را بهصورت شفاف شناسایی و همان زمان تشویق کنیم.
تمرکز نباید فقط بر نتیجهی نهایی باشد؛ بلکه فرآیند یادگیری، پشتکار، تلاش و پیشرفت تدریجی نیز شایستهی دیده شدن و تحسین است. شاید این جمله آنقدر تکرار شده باشد که اثرش را از دست داده باشد، اما واقعاً ارزش دارد یک بار دیگر به آن فکر کنیم:
آنچه باید تشویق شود، تلاش است، نه صرفاً نتیجه.
متیو ساندرز، بنیانگذار رویکرد «فرزندپروری مثبت»، معتقد است کودک بیش از هر چیز به توجه مثبتِ بیقیدوشرط نیاز دارد؛ توجهی که باید بهطور مستمر و در زندگی روزمره دریافت کند. اگر این توجه وجود نداشته باشد و ناگهان با یک هدیهی بزرگ و آن هم به شیوهای نامناسب جایگزین شود، تأثیر چندانی نخواهد داشت.
تشویق میتواند به شکلگیری رفتارهای مطلوب کمک کند، اما تشویق فقط هدیهی مادی نیست. دیدنِ تلاش، تحسینِ پشتکار و بیان چند جملهی محبتآمیز در همان لحظه، معمولاً بسیار اثرگذارتر از هدیهای است که مخفیانه و غافلگیرکننده به کودک داده میشود.
جایزه بد نیست؛ مهم، شیوهی استفاده از آن است
اصلِ جایزه دادن اشکالی ندارد؛ آنچه اهمیت دارد، زمان، شیوه و هدفِ اهدای آن است. یک تشویق مؤثر باید شفاف، بهموقع، عادلانه و متناسب با رفتار واقعی کودک باشد.
اگر والدین و معلمان بهجای پنهانکاری و نمایش، بر تقویت مثبتِ روزمره، گفتوگوی محترمانه و توجه به تلاشهای کودک تمرکز کنند، نهتنها انگیزهی درونی او حفظ میشود، بلکه احساس امنیت، اعتماد و رابطهی عاطفی میان کودک و بزرگسالان نیز تقویت خواهد شد.